انصاف‌طلب

پیامبر اکرم ص: انصاف طلب مؤمن حقیقی است.

انصاف‌طلب

پیامبر اکرم ص: انصاف طلب مؤمن حقیقی است.

انصاف‌طلب

سلام
سعی دارم در اینجا مطالبی را منصفانه و به دور از هرگونه گرایشِ شخصی بنویسم.

شما هم نظرات خودتون رو منصفانه بنویسید ولی اگر نظر، از نوع خط قرمزی بود، بصورت خصوصی بفرستید که برای نویسنده‌ی پیام یعنی شما دردسر نشه.

زندگیتان پر نشاط
محمدعلی عطاریه

نظر شما
  • ۲۵ مهر ۹۷، ۲۰:۱۶ - امیرحسین
    ((:

آزمون مجدد برای یک ملّت

يكشنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۰۰ ب.ظ

صدام مدعی شده بود خارک را با خاک مساوی می‌کند و با امکانات بسیار بالای خود شروع به انجام این ادعا کرد...

اما مدتی بعد دوباره صدام در سخنرانی خود گفت: «خارک را با خاک یکسان می‌کنم» امام خمینی (خدا رحمتی) جواب داد : «شما اگر می‌توانستی اینکار را می‌کردی ، الان چهل و چندبار هست که داری با خاک مساوی می‌کنی مگر یک جا را چند بار با خاک مساوی می‌کنند؟ پس نمی‌توانی کاری کنی» ...


     صدام (خدا لعنتی) هم که دچار وحشت شده بود خواست کم نیاره با خشم تمام اومد جلوی دوربین و داد زد : «ما هر وقت بخواهیم با خاک مساوی می‌کنیم»... [یعنی تا الان دلمون سوخت  کاری نکردیم و الا می‌تونستیم]


     و امام هم پاسخ داد : «صدام هر وقت که مجال پیدا بکند، بدبخت می گوید: ما هر وقت بخواهیم، جزیره خارک را با خاک یکسان می کنیم. ما از روحیه او متوجه هستیم که اگر یک آن فرصت پیدا بکند و قدرت پیدا کند، جزیره خارک که هیچی، تهران را هم از بین می برد. یک همچون موجود خبیثی است، لکن نمی تواند. تودهنی خورده است او.»


     البته صدام بارها با هواپیما «سوپر‌اتاندارد‌» به جزیره خارک حمله کرد و تلاش کرد حرفهاشو عملی کنه و عملی کرد اما نتونست به هدفش برسه، هدف اصلیشون این بود که جزیره نفتی خارک رو تحریم کنند حنجره نفتی ایران رو خفه کنند و نذارن ایران نفَسِ اقتصادی بکشه و کشورهای دیگه بخاطر ترس از آتش و آهن نتونن بیان و نفت بخرن و ... 


     در یک کلام تحریمِ سنگینِ آتشی برقرار کردند [امروزه که انصافا تحریمها ساده‌تر شده و فقط روی کاغذها هست، یعنی اینطور نیست که آتش واقعاً وجود داشته باشه طبیعاً وقتی آتشی رو نبینند و فقط در حدّ ادعا و در حد عربده کشی باشه، دلها قرص میشه و ترسها کمتر و کمتر میشه برای همین برخی کشورها راحت صدا کفت می‌کنند و میگن «ما به تحریم‌های دیگران! چیکار داریم ما که نمیشه نفت نخریم» و ...].


    به هرحال رجز خوانی‌های صدام به پشتوانه آمریکا، رژیم غاصب صهیونیستی و حدود ۳۰ کشور دیگه بود که با تمام ادعاهاشون نتوسنتند یک جزیره فسقلی رو تحریم کنند چه رسد به ایـــران بـــزرگـــــ البته این شکست یک راز مهمی داشت ...


     ماجراهای دفاع مقدس خیلی جالبه پیشنهاد می‌کنم اطلاعات دفاع مقدسی خودمون رو افزایش بدیم چون خیلی در محاسبات این روزها تاثیر گذاره...


ای کسانیکه مطالب را میخوانید، مشارکت کنید باشد که رستگار شوید (لبخند)



نظرات (۶)

  • بابای نرگس
  • سلام حاج آقا.
    خوب هستین.
    یه سوال غیر درسی،
    می خواستم ببینم شما می تونید کمکم کنید؟
    این که می گن امامان ما علمشون بی پایان و بی کران بوده رو همه قبول داریم، این بدان منظور است که ائمه از آینده، به طور کامل خبر داشته اند یا نه، فقط بعضی چیز ها رو میدونستند؟
    مثلا حضرت علی، وقتی میرفتند مسجد، آیا می دانستند که این ملجم قصد شهادت ایشون رو دارد؟
    میگن که حضرت ایشون رو از خواب بیدار .کرده، اگر میدونسته، هیچ عقل سلیمی حکم نمی کنه که قاتل خودت رو از خواب بیدار کنی، یااصلا بروی مسجد که شهید بشوی، 
    یا چرا فرمودند فزت و رب الکعبه؟ اگر حضرت از شهادت خودشون خبر داشتند، از مدت ها قبل، نمی بایست نگران رستگاریشون می بودند.
    یا حضرت اباعبدلله، اگر میدونستند که حرمله ملعون تیر به سمت علی اصغر میزند، چرا جگر گوششون رو روی دست گرفتند؟
    استاد
    ممنون میشم اگه پاسخ سوالم رو بدین و من و دوستانم رو از تردید خلاص کنید.
    پاسخ:
    سلام
    شما هر سوالی داری بپرس یا می‌تونم یا میگم نمیدونم...

    اما جواب این سوال: 
    مقدمه:
         شکی نیست که نه تنها امامان معصوم بلکه هرکسی که به منبع علم (خدا) نزدیک شد [به اصطلاح دینی به خدا تقرب جُست] اجازه پیدا می‌کنه از علم بیکرانِ خدا به اندازه‌ی قرابت و نزدیکی خودش استفاده کنه

    اصل جواب:
         میشه سه مدل جواب داد :

    جواب اول:
         بصورت کلی دو نوع علم داریم، علم آسمانی [که با تقرب به خدا دست میاد] و علم زمینی [که با تجربه و مطالعه و ... بدست میاد]، علم زمینی تکلیف آور هست [یعنی اگر کسی فهمید باید کاری رو انجام بده یا انجام نده ولی برعکس عمل کرد توبیخ یا تشویق میشه] ولی علم آسمانی تکلیف نمیاره [یعنی بابت انجام یا ترک اون کار تشویق و تنبیه وجود نداره] علم به شهادت یک علم آسمانی هست و تشویق و تنبیه نداره.

    جواب دوم:
         امامان به بهترین کاری که در شرایط موجود میشد انجام بدهند رو انجام میدادند یک زمان بهترین کار موجود میشه گذشتن از تصمیمِ درستِ خود و پذیرشِ حکمیت، یک زمان هم میشه گذشتن از جانِ خود و پذیرش شهادت و یک زمان هم میشه گذشتن از تمام دار و ندار (جان، مال، خانواده و حتی دوستان و بستگان) البته وقتی دایره‌ی این گذشت بزرگ شد و به دیگران رسید ، نظر خودِ دیگران هم شرطه همینجوری زوری نمیشه کاری کرد...

    جواب سوم:
         اگر بین جان دادن یک نفر یا یک گروه و از بین رفتن یک جامعه یا چندین نسل قرار باشه یکی حق موندن داشته باشه، عقل میگه همون یک نفر یا یک گروه از بین بره بهتره تا اینکه کل جامعه و یا چندین نسل از بین بره...
    ممکنه یکی پیدا بشه بگه کجای این کار عاقلانه هست؟! پس لازمه ادامه پاسخ رو ببینه
         
    تمثیل:
         هرکسی به اندازه فهم خودش کار عاقلانه انجام میده و نسبت به کار دیگران قضاوت میکنه ، از طرفی چون فهم‌ها یکی نیست همین کار عاقلانه برای یک نفر دیگه ممکنه غیر عاقلانه باشه ، مثلا: پدر و مادر بچه‌ی مریض خودشون رو میبرن تزریقات چی واکسن یا آمپول یا سُرُم تزریق کنه و با اشک و آه دست و پای بچه رو نگه میدارن که بچه سلامتیش رو به دست بیاره،  از اون طرف بچه که سطح فهمش کمتره میگه : "شما منو دوست ندارید و..." در صورتیکه والدین بیشتر از بچه دارن اذیت میشن چون بیشتر از خودش دوستش دارن...
         پس هر کسی به اندازه عقل خودش نسبت به رفتار دیگران قضاوت می‌کنه....

    مثال دیگه:
         یک نفر که مثلا پاش عفونت کرده و برطرف نمیشه بخاطره اینکه عفونت به قلبش نزنه و منجر به مرگش نشه ، به دکتر التماس میکنه پامو قطع کن، یعنی عقلش اینقدر کار میکنه که برای نجات جان خودش باید بخشی از بدنش رو فدا کنه، یکی دیگه پیدا میشه میگه برای نجات جان انسانیت باید من فدا بشم ...

    به هرحال برای حفظ اسلام هرکسی چه امام به عنوان نگهبان دین و چه پیروان امام به عنوان سربازانِ امام وظیفه دارند هر کاری ازشون بر میاد انجام بدهند از مال و جان خودش گرفته تا مال و جان بستگان و خانواده‌شان [این حرف از من نیست در زیارت جامعه کبیره گفته شده]

    ***

    سعی کردم خیلی خلاصه و روشن بگم، نمیدونم تونستم برسونم یا نه برای همین شما راحت میتونید در مورد هر کدوم از پاسخ‌ها سوالی داشتید بگید.
    سلام استاد 
    شما روایتگری هم انجام میدید؟
    برای راهیان نور ازتون دعوت کنیم میایید؟

    پاسخ:
    سلام علیکم
    بستگی به زمان و کاروانش دارد اگر فرصت داشته باشم باعث افتاخارم هست که خادم شهدا باشم.
    زندگیتان پر نشاط
    باعرض سلام و خداقوت،داستان آموزنده ای بود,دقیقا مثل رجز خوانی. های الان آمریکاست,فقط کافیه نترسیم و محکم پای آرمانها و عقایدمون بمونیم و از ولی فقیه حمایت کنیم و به حرفهاشون اعتماد کنیم,اگه مردم اون زمان به سخنان امام خمینی ره اعتماد نمیکردن هم روحیشه شون به خاطر این تهدیدهای صدام از دست میدادن و هم آسیب میدیدن قطعا...با نظرتون موافقم,دفاع مقدس پر از این حماسه ها و درسهاس...زندگیتون پرنشاط...یاعلی
    پاسخ:
    سلام علیکم
    متشکر از مشارکت مستمر شما
    زندگیتان پر نشاط
    در ضمن توضیحاتتون در مورد علم امامان بسیار عالی بود,استفاده کردیم...ممنون
    پاسخ:
    نوش جان

  • بابای نرگس
  • سلام حاج آقا.
    توضیح مفصلی بود.
    بسیاری از تردید های من رو برطرف کرد.
    اما سوال اصلی من رو جواب ندادن.
    آیا امامان ما، از فریم به فریم آینده با خبر بودند؟
    آیا حضرت اباعبدلله، از لحظه به لحظه اتفاقاتی که در آینده قرار است بیفتد، مطلع بوند؟
    مثلا، پیامبر، می دانستند بعد شهادتشان، دقیقا چه اتفاقاتی می افتد؟
    یا نه، خداوند فقط بعضی چیزها رو به آنها وحی، یا الهام می کرد؟
    پاسخ:
    سلام 
    خدارو شکر
    بله نه تنها ائمه بلکه هر کسی که به منبع اصلی علم یعنی خدا متصل شد از اتفاقات آگاه هست، چه اتفاقات گذشته، چه اتفاقات آینده و حتی اتفاقاتی که الان در حال وقوع هست و به صورت طبیعی کسی نمیتونه ازش اطلاع داشته باشه... [البته هرکسی به اندازه سطح نزدیکی خودش با منبع]

    یک ماجرا + آیه + حدیث:
         مقدمه: سید مرتضی کشمیری رحمه‌الله از کسانی بود که راحت در مفضای عمومی غیب‌گویی می‌کرد و تقریبا هرکسی ایشون رو می‌شناخت از این ماجرا اطلاع داشت... 
         شخصی می‌گفت: «پشت سر سید می‌رفتم، به ذهنم خطور کرد که مگر کسی غیر از امام معصوم علیه‌السلام هم غیب می‌داند که دیگران در مورد سید اینطور میگویند؟!
         در این هنگام، سید برگشت و به من گفت: «نَعَمْ، أَلْمُؤْمِنُونَ یعْلَمُونَ!؛ آری، مؤمنان هم [علم غیب] می‌دانند!».
         در فکر فرو رفتم که «نَعَمْ» گفتن ایشان برای چه بود، من که فقط در ذهنم خطور کرده بود!». 
    در محضر بهجت، ج۲، ص۱۱۱

         در روایت هم داریم که حضرت امام موسی کاظم علیه‌السلام  بنا را گذاشت بر تخریب شخصیتی یکی از فرزندان خودش!
         یکی از حضار گفت: فوراً به ذهنم خطور کرد که چه وضعیه!؟ حضرت ما را به احسان و نیکی به نزدیکان و خویشاوندان امر می‌کنه، ولی خودش درباره فرزندش چنین بدرفتاری می‌کنه!
         تا در دلم چنین خطوری شد، فوراً حضرت فرمود: این هم که علیه آن فرزند حرف زدیم، از بِرّ و احسان ما به اوست تا با اظهار اختلاف میان ما و او، از شرّ دشمنان محفوظ بماند...

    از این دست دلایل تاریخی و حتی قرآنی زیاد وجود دارد مثل ماجرای خضر و موسی که در سوره‌ی کهف مطرح شده و ...

    تمام اینها توضیح مقدمه‌ی پیام قبل بود...
    برای این مدل مباحث واقعا باید جلسات حضوری باشه تا دیگران هم باشند و مباحث بصورت کارگاهی + آزاد و چالشی برگزار بشه...
    اللهم ارزقنا


  • بابای نرگس
  • تشکر و قدردانی مجدد می کنم از کمکی که به بنده حقیر می کنید...
    پاسخ:
    باعث افتخاره
    در خدمتم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی